last
به همرسانی
/ ˈlast /
verb (I)
ادامه یافتن، دوام آوردن، طول کشیدن (هوا، درد و غیره)؛
دوام آوردن، باقی ماندن، ماندن (شخص)؛
کار کردن، دوام آوردن، دوام داشتن (پارچه، اتومبیل و غیره)؛
کافی بودن یا کفایت کردنِ پول و غذا
last
/ ˈlast /
verb (T)
کافی بودن برای، کفایت کردن برای؛
دوام آوردن برای
کار کردن برای
last
/ ˈlast /
noun
قالبِ کفش
last
/ ˈlast /
adjective
آخرین، آخری، آخر، واپسین، فرجامین، انجامین؛
قبل، پیش، گذشته، اخیر، قبلی، پیشین، آخری؛
آخرین، تنها (امید، شانس)
last
/ ˈlast /
noun
آخر، آخرین؛
بقیه، ته، باقیمانده
last
/ ˈlast /
adverb
آخر از همه، بعد از همه؛
آخرین بار، بارِ آخر، آخرین دفعه، دفعهٔ آخر؛
دستِ آخر، آخرسر، سرانجام
دیدگاهها
ثبت دیدگاه