languishing
به همرسانی
/ ˈlaŋ-gwi-shiŋ /
adjective
خمار، مخمور (چشم، حالت)؛
بیرمق، بیحال؛
حسرتبار، آرزومندانه، پرتمنا
دیدگاهها
ثبت دیدگاه