running
به همرسانی
/ ˈrə-niŋ /
noun
دو، دویدن؛
اداره؛
نگهداری
running
/ ˈrə-niŋ /
adjective
با دو، درحالِ دو؛
دونده؛
لاینقطع، دائمی، مستمر، مستدام، بیوقفه، یکریز؛
آزگار؛
پیدرپی، پیاپی، متوالی؛
جاری، روان (آب)؛
باز، چرکی، چرکدار (زخم)؛
روشن (ماشین)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه