run through sth
به همرسانی
verb (T)
به سرعت راه یافتن به (درموردِ شایعه، فکر وغیره)؛
فرا گرفتن، آکندن، موج زدن در؛
مروری کردن، دوره کردن، نگاهی انداختن به؛
خلاصه کردن؛
اجرا کردن، تمرین کردن (نقش درنمایش)؛
هدر دادن، به باد دادن (پول)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه