run into sb/sth
به همرسانی
verb (T)
برخوردن به، اتفاقاً دیدن؛
واردِ ... شدن، مواجه شدن با (هوای بد)؛
مواجه شدن با، گرفتارِ ... شدن (مشکلات، خطروغیره)؛
بالغ بر ... بودن، رسیدن به (مقداری معین)؛
خوردن به، اصابت کردن به، زدن به (در موردِ وسیلهٔ نقلیه)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه