دویدن؛
پا به دو گذاشتن؛
فرار کردن، پا به فرار گذاشتن، در رفتن، گریختن؛
با دو امتیاز به دست آوردن (کریکت)؛
درمسابقهٔ دو شرکت کردن؛
نامزد بودن، نامزدِ انتخابات بودن، نامزد شدن، نامزدِ انتخابات شدن (در آمریکا)؛
در انتخابات شرکت کردن (نامزدِ انتخابات)؛
شتافتن، با شتاب رفتن، پریدن؛
عجله کردن؛
حرکت کردن (قطار، اتوبوس وغیره)؛
رفتن (کَشتی، خدمۀ کَشتی)؛
کارکردن (اتوبوس، قطار، کَشتی وغیره)؛
راه افتادن، در آمد و شد بودن؛
رفتن (با ماشین)؛
از دریا به رودخانه برگشتن (ماهیِ آزاد)؛
شاخه زدن، خزیدن (گیاهِ رونده وغیره)؛
کشیده شدن، ادامه یافتن؛
ادامه داشتن برای، جریان داشتن برای، دنبال شدن؛
معتبر بودن، اعتبار داشتن، مدت داشتن (وام وغیره)؛
گفتن، اظهارداشتن که (داستان وغیره)؛
جاری بودن، جریان داشتن (مایعات)؛
روان شدن، جاری شدن؛
باز بودن (شیرِ آب وغیره)؛
آبریزش داشتن (بینی)؛
رفتن (رنگِ لباس)؛
قاطی شدن؛
آب شدن، ذوب شدن؛
بالا آمدن (جزر و مد)؛
شتاب گرفتن، سرعت گرفتن، سریعتر شدن (جریانِ آب وغیره)؛
شدن، گردیدن؛
کار کردن (ماشین وغیره)؛
گذشتن، پیش رفتن (زندگی)؛
داشتن؛
دررفتن، نخکش شدن (بافتنی وغیره)(درآمریکا)