rounded
به همرسانی
/ ˈrau̇n-dəd /
adjective
گرد، کروی، مدور؛
گردشده (رقم، قیمت)؛
سرراست؛
غنچهای (لب)؛
بینقص، کمالیافته، رسیده، تمام وکمال، پر و پیمان؛
خوشایند (مزه)؛
گرد (صدا)(آواشناسی)؛
خوشتراش، خوشهیکل (شخص)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه