rock
به همرسانی
/ ˈräk /
noun
سنگ؛
صخره؛
صخره، تختهسنگ؛
ریگ (در آمریکا)؛
قلوهسنگ؛
آبنبات نعنایی (در بریتانیا)
rock
/ ˈräk /
verb (I)
تکان خوردن، جنبیدن؛
لرزیدن، به جنبش در آمدن
rock
/ ˈräk /
verb (T)
تکان دادن، جنباندن؛
تکان دادن، لرزاندن، به جنبش درآوردن؛
وحشتزده کردن، به وحشت انداختن، متوحش کردن
rock
/ ˈräk /
noun
موسیقیِ راک
rock
/ ˈräk /
verb (I)
راک رقصیدن، با آهنگِ راک رقصیدن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه