run the risk of
به همرسانی
idiom
خطر کردن، تن به خطر دادن، قبولِ خطر کردن، ریسک کردن، دل به دریا زدن، کسی خودش را به مخاطره انداختن، کسی خودش را در تنگنا انداختن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه