knock-down
به همرسانی
adjective
کاری، سخت، مؤثر (ضربه و غیره)؛
بازشو (دستگاه، میز)؛
غیرقابلِرد، انکارناپذیر، دندانشکن (استدلال و غیره)؛
حداقل، پایینترین (قیمت)
knock-down
noun
کاهش، اُفت (قیمت)؛
ضربهٔ ناکدان (مشتزنی)؛
ضربهٔ کاری، ضربهٔ سخت
دیدگاهها
ثبت دیدگاه