knock sth together
به همرسانی
verb (I)
به هم خوردنِ لیوانها یا زانوها
knock sth together
verb (T)
به هم زدنِ دو چیز؛
سر هم کردن، سرِ دستی درست کردن، با عجله جور کردن (میز، کتابخانه و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه