knock sb / sth about sth
به همرسانی
verb (T)
کتک زدن، زدن، بدرفتاری کردن با؛
شلاق زدن به، زیرِ ضرباتِ خود گرفتن، داغون کردن؛
گشتن در سرزمین، دنیا و غیره؛
(محاوره)
knock sb / sth about sth
verb (I)
گشتن، پرسه زدن، وِل گشتن، اینطرف و آنطرف رفتن؛
وِل بودن، ولو بودن، ریختن (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه