knock
به همرسانی
/ ˈnäk /
noun
ضربه، مشت؛
صدای ضربه؛
در زدن، دقالباب؛
صدای در؛
صدای میلسوپاپ، صدای شاتون (اتومبیل)؛
نوبتِ توپزنی، دور (کریکت)؛
بدبیاری، بدشانسی؛
ضربه، لطمه؛
خسارت؛
انتقاد، ایراد
knock
/ ˈnäk /
verb (T)
زدن، کوبیدن؛
زدن به، ضربه زدن به؛
خوردن به، برخورد کردن با؛
زدن به؛
مبهوت کردن، مات و متحیّر کردن، حیران کردن،
شوکه کردن (عامیانه)؛
ایراد گرفتن از، عیب گرفتن از (عامیانه)
knock
/ ˈnäk /
verb (I)
زدن، کوبیدن؛
ضربه زدن؛
در زدن؛
خوردن، برخورد کردن؛
میلسوپاپ زدن، صدا کردن، تقتق کردن (موتور)؛
تند زدن، تاپتاپ کردن (قلب)؛
لرزیدنِ زانو
دیدگاهها
ثبت دیدگاه