run riot
به همرسانی
idiom
محشر به پا کردن، آشوب به پا کردن، قشقرق به راه انداختن؛
هرزه روییدن، همه جا را گرفتن (مجازی)(علف وغیره)؛
بیداد کردن، از دست دررفته بودن، افسار گسیخته بودن (تورم وغیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه