kink
به همرسانی
/ ˈkiŋk /
noun
پیچ، تاب، تابخوردگی، پیچخوردگی (در طناب و غیره)؛
فِر (در مو)؛
گرهِ روانی، نقطهضعف، ضعف (مجازی)؛
کارِ غیرعادی، رفتارِ عجیب (مجازی)
kink
/ ˈkiŋk /
verb (T)
پیچ دادن، پیچ انداختن در
kink
/ ˈkiŋk /
verb (I)
تاب خوردن، پیچ خوردن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه