put sb/sth to rights
به همرسانی
idiom
مرتب کردن، نظم بخشیدن به، چیزی را سرِ جای خود گذاشتن (اتاق و غیره)؛
تعمیر کردن، ترمیم کردن (خرابی)؛
جبران کردن؛
تصحیح کردن، اصلاح کردن، سر و سامان دادن به (روابط)؛
تنظیم کردن (ساعت)؛
حالِ ... را خوب کردن، حالِ ... را جا آوردن (شخص)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه