rig
به همرسانی
/ ˈrig /
verb (T)
مجهز کردن به، تجهیز کردن به (کشتی، قایق)؛
آماده کردن
rig
/ ˈrig /
noun
آرایشِ دکل؛
وضعِ بادبانها؛
طناببندی؛
دکل، سکوی حفاری (در ترکیب)؛
دستگاه، آلات، ادوات؛
لباس (محاوره)؛
سر و وضع، وضعِ ظاهر
rig
/ ˈrig /
verb (T)
تقلب کردن در، دستکاری کردن، دست بردن در
دیدگاهها
ثبت دیدگاه