راندن، هدایت کردن (دوچرخه، ماشین)؛
سواری گرفتن از، سوارِ ... شدن (اسب وغیره)؛
سواره گذشتن از، سواره عبور کردن از؛
سواره پیمودن؛
سواره رفتن؛
با اسب گذشتن از؛
با دوچرخه گذشتن از؛
با موتورسیکلت عبور کردن از؛
شناور کردن؛
تسلیمِ ... شدن، خود را به ... سپردن (در مقابلِ ضربه، مشت)