be in at the kill
به همرسانی
phrase
سرِ شکار حضور داشتن؛
در لحظهٔ حساس حضور داشتن، شاهدِ ماجرا بودن،
شاهدِ پایانِ ماجرا بودن
(مجازی)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه