keep sb / sth in
به همرسانی
verb (T)
مانعِ بیرون رفتنِ \ خروجِ ... شدن؛
در مدرسه نگه داشتن و حبس کردنِ شاگرد؛
روشن نگه داشتنِ آتش؛
جلوی ... را گرفتن، کنترل کردن، مسلط شدن بر (خشم، احساسات)
keep sb / sth in
verb (I)
دوام آوردنِ آتش و غیره؛
بیرون نرفتن و تو ماندنِ شخص؛
خوشرفتاری کردن و خوب تا کردن (محاوره)؛
میانهٔ خوبی داشتن (محاوره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه