جلوی ... را گرفتن، مانعِ ... شدن؛
باعثِ تأخیرِ ... شدن، باعث شدن که ... دیرش شود (شخص)؛
به تأخیر انداختن، به تعویق انداختن، عقب انداختن (کار)؛
کم کردن یا کسر کردنِ پول یا بخشی از حقوق؛
نگه داشتنِ پول یا بخشی از حقوق؛
بروز ندادن، مخفی کردن، پوشاندن، به کسی نگفتن (خبر، راز)؛
کنار گذاشتن، نگه داشتن؛
در مدرسه نگه داشتن، توی مدرسه حبس کردن (در بریتانیا، به عنوانِ تنبیه)؛
رفوزه کردن یا ردّ کردنِ دانشآموز (در آمریکا)