retrospectively
به همرسانی
/ ˌre-trə-ˈspek-tiv-lē /
adverb
به هنگامِ بازنگری، در بازاندیشی، در مرورِ گذشته؛
به طورِ واپسگرایانه؛
با عطفِ به گذشته، با عطفِ به ماسبق، به طورِ قهقرایی، به طورِ برگشتی
دیدگاهها
ثبت دیدگاه