resonantly
به همرسانی
/ ˈre-zə-nənt-lē /
adverb
مُشدّدانه، ارتعاشمندانه؛
با طنین، با تشدید؛
به لحاظِ طنین
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازآوانه
\ bâz.âvâ.n.e \
قید
ساختواژه
باز
+
آوان
+
ــِـه
بروید به: resonate .
نکته
بازآوایانه
\ bâz.âvây.ân.e \
قید
ساختواژه
باز
+
آوای
+
ــانه
بروید به: resonate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
عجیب است که کتابی همچون شاهنامه همچنان پس از هزارسال میتواند با من چنین بازآوانه (مشدّد و پرارتعاشوار) و روشن سخن بگوید.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه