resonant
به همرسانی
/ ˈre-zə-nənt // ˈrez-nənt /
adjective
پرطنین، طنیندار(صدا)؛
رسا، شدید؛
تشدید کننده (صوت)؛
طنینبخش
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازآوان
\ bâz.âvâ.(yâ)n \
صفت
ساختواژه
باز
+
آوان
بروید به: resonate .
نکته
کوتاهشدهٔ «بازآوایان»
بازآوایین
\ bâz.âvây.in \
صفت
ساختواژه
باز
+
آوای
+
ــین
بروید به: resonate .
نکته
بازآوادی
\ bâz.âvâ.d.i \
صفت
ساختواژه
باز
+
آواد
+
ــی
بروید به: resonate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
صدای ما در آن هشتیِ آجری و خالی از اثاثیه بازآوان (مشدّد و لرزان) میشد.
صدای مخملی و بازآوانِ (مشدد و لرزشدارِ ) او هر شنوندهای را مست و سرخوش میکرد.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه