resonance
به همرسانی
/ ˈre-zə-nən(t)s // ˈrez-nən(t)s /
noun
طنین، پژواک (رسمی)؛
بازآوایی، تشدید (فیزیک)؛
رزونانس (موسیقی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بازآواد
\ bâz.âvâ.d \
اسم
ساختواژه
باز
+
آواد
بروید به: resonate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
اگرچه کیلومترها از والها دور بودیم ولی بازآوادِ (رزونانسِ) نیرومندِ بازدمِ آنها را میشنیدیم.
بازآوادِ (رزونانسِ) ژرفِ صدایِ او به شعرهایش وزن و والاییِ خاصی بخشیده بود.
magnetic_resonance_imaging (MRI) تصویربرداریِ بازآوادِ مغناطیسی (ت.ب.م) یا: پرتونگاریِ بازآوادیِ مغناطیسی (پ.ب.م)
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه