job
به همرسانی
/ ˈjäb /
noun
کار؛
کار، شغل، پُست، مقام، سِمت؛
شغلی، کاری (صفتگونه)؛
وظیفه، کار؛
زدوبند، بندوبست (عامیانه)؛
سوءِاستفاده (عامیانه)؛
دزدی (عامیانه)؛
خلاف (عامیانه)؛
تولید، محصول (محاوره)
job
/ ˈjäb /
verb (I)
کارهای مختلف کردن، کارهای پراکنده کردن، هر کاری کردن؛
دلالی کردن در بورس؛
از مقامِ خود سوءِاستفاده کردن
job
/ ˈjäb /
verb (T)
دلالِ سهام بودن؛
سوءِاستفاده کردن از مقام و شغل
Job
/ ˈjōb /
noun
ایوب، آدمِ صبور، کسی که صبرِ ایوب دارد
دیدگاهها
ثبت دیدگاه