ذخیره، اندوخته؛
یدکی (صفتگونه)؛
بازیکنِ ذخیره؛
منطقۀ حفاظتشده؛
نیروی احتیاط، سپاهِ ذخیره (نظامی، با حرفِ بزرگ)؛
قوای ذخیره (در جمع، reserves)؛
قرارگاه، محلِ اسکان، اتراقگاه؛
ملاحظه، قیدوشرط، قید، شرط؛
قیمتِ پایه، حداقل قیمت (در بریتانیا)؛
ملاحظهکاری؛
احتیاط؛
توداری؛
خویشتنداری