گیر انداختن؛
فشردن، له کردن؛
منگنه کردن، پرس کردن؛
گذاشتن؛
باعثِ گریپاژِ ... شدن، باعثِ شدن که گریپاژ کند (ترمز، دستگاه و غیره)؛
باعث شدن که ... گیر کند (در و غیره)؛
چپاندن، فرو کردن؛
پارازیت انداختن روی (رادیو و غیره)؛
بندآوردن، بستن، مسدود کردن (خیابان، راهرو و غیره)