report
به همرسانی
/ ri-ˈpȯrt /
verb (I)
گزارش دادن، شرح دادن؛
خبرنگار بودن؛
مراجعه کردن
report
/ ri-ˈpȯrt /
verb (T)
گزارشِ ... را دادن، شرح ... را دادن، خبرِ ... را دادن؛
حکایت از ... کردن؛
گزارش کردن، اطلاع دادن، خبر دادن؛
اعلام کردن؛
شکایت کردن (رسماً)
report
/ ri-ˈpȯrt /
noun
گزارش، خبر، شرح؛
کارنامه، گزارشِ تحصیلی (در بریتانیا، آموزش و پرورش)؛
شایعه (رسمی)؛
شهرت (رسمی)؛
صدای انفجار؛
صدای شلیک
دیدگاهها
ثبت دیدگاه