itemize
به همرسانی
/ ˈī-tə-ˌmīz /
verb (T)
قرار دادنِ یک چیز یا قلم در فهرستی از چیزها یا قلمها، قلمِ چیزها را نوشتن؛
جزءبهجزء نوشتن، مورد به مورد ذکر کردن، قلم به قلم آوردن (صورتحساب و غیره)؛
فهرست کردن، صورتبرداری کردن از
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آنُفتن
\ 'ân.of.t.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آنُفت
+ ــَـ
ن
نگاه کنید به: آنُمیدن.
👇
نکته
صرف فعل
آنُمیدن
\ 'ân.om.id.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
آن
(ضمیرِ اشاره به دور) + ــُـ
م
(پسوندِ اسمساز، بسنجید با هیزُم و لیزُم (کمان)) + ــ
یدن
نکته
ستاکِ حالِ
آنُفتن
میشود:
آنُم
.(بسنجید با: خَفتن —> خَم .)
ریشهشناسی
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
آنها غذاها را بر پایهٔ میزانِ کالریِ آنها آنُفته بودند (قلمبندی کرده بودند.)
لطفاً همهٔ هزینههای سفرت را در گزارش بِیانُم (موردبهمورد بنویس.)
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه