relief
به همرسانی
/ ri-ˈlēf /
noun
آرامش، تسکین، خلاصی، راحتی، آسودگی؛
گشایش، فرج؛
مایهٔ آرامش، مایهٔ آسودگی؛
کمک، امداد، یاری، اعانه؛
تنوع؛
جانشین، عوض؛
سرویسِ اضافی؛
اتوبوسِ کمکی؛
قطارِ فوقالعاده؛
شکستنِ محاصره، آزادسازی؛
معافیت (حقوق)(مالیات و غیره)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آریوِش
\ 'â.riv.eš \
اسم
ساختواژه
آریو
+
ــِـش
بروید به: relieve .
نکته
آریفت
\ 'â.rif.t \
اسم
ساختواژه
آریفت
بروید به: rilieve .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
برای آریوِشِ (التیامِ) گرمازدگی حولههایی نمناک به ما دادند که روی تن و صورتمان انداختیم.
پس از آریوشِ (التیامِ، رفعِ ) انسداد در میزنایِ کلیهی چپاش، ورمِ پاها و صورتش نیز بهبود یافت.
۳.
ثبت مثال
relief
/ ri-ˈlēf /
adjective
کمکی، اضافی (اتوبوس و غیره)
فوقالعاده (قطار)؛
کمکی (راننده و غیره)؛
امدادی
relief
/ ri-ˈlēf /
noun
برجستهکاری؛
نقشِ برجسته؛
برجستهنمایی (نقاشی و غیره)؛
اهمیت، برجستگی، اعتبار (مجازی)؛
چاپِ برجسته؛
برجستگی (زمین و غیره)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه