rein
به همرسانی
/ ˈrān /
noun
دستجلو (اسب)؛
دهنه؛
شانهبندِ بچّه، قلادۀ بچّه (در جمع، reins)؛
زمام، عنان (رسمی، در جمع، reins)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه