regulatory
به همرسانی
/ ˈre-gyə-lə-ˌtȯr-ē // ˈrā- /
adjective
تنظیمی؛
تنظیمکننده، منظمکننده، کنترلکننده؛
ناظر (اشخاص، مؤسسات)؛
نظارتی (تمهیدات، شرایط)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آرازا
\ 'â.râz.â \
صفت
ساختواژه
آ
راز
+
ــا
بروید به: regulate .
نکته
آرازِشی
\ 'â.râz.eš.i \
صفت
ساختواژه
آ
راز
+
ــِـش
+
ــی
بروید به: regulate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
اکنون زمانِ آن رسیده که یک چارچوبِ آرازشیِ (تنظیمیِ) تازه برای آسایشِ بیشترِ سپردهگذاران فراهم کنیم.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه