regulation
به همرسانی
/ ˌre-gyə-ˈlā-shən // ˌre-gə- // ˌrā- /
noun
تنظیم؛
تعدیل، نظارت، کنترل، اداره؛
قاعده، نظم و قاعده، دستور، دستورالعمل؛
مقررات(در جمع، regulations)
regulation
/ ˌre-gyə-ˈlā-shən // ˌre-gə- // ˌrā- /
adjective
مُجاز، مقرر؛
متعارف، مناسب
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آرازش
\ 'â.râz.eš \
اسم
ساختواژه
آ
+
راز
+
ــِـش
بروید به: regulate .
نکته
آراز
\ 'â.râz \
اسم
ساختواژه
آ
+
راز
بروید به: regulate .
نکته
آراشت
\ 'â.râš.t \
اسم
ساختواژه
آ
راشت
بروید به: regulate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
اصول و آرازها (تنظیمات) برای هر برنامهای که میخواهد درست و بینقص بماند، ضروری است.
وزارتِ بهداشت آرازهای (قواعدِ ، تنظیمهای) ایمنیِ تازهای برای رویارویی با بیماریِ کرونا بخشنامه کرده است.
آرازشِ (تنظیمِ) بازارِ ارز باید به شیوههای علمی و بیاجبار و بیزور انجام شود.
۴.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه