regenerate
به همرسانی
/ ri-ˈje-nə-rət // -ˈjen-rət /
verb (T)
دوباره تولید کردن، سرحال آوردن، جانِ تازه بخشیدن به، احیا کردن، دوباره زنده کردن؛
اصلاح کردن، بهتر کردن، جانِ تازه دادن به؛
دوباره در آوردن (زیست شناسی)(اندامِ تازه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باززانیردن
\ bâz.zân.ir.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
زانیردن
بروید به: generate .
نکته
صرف فعل
نوزانیردن
\ now.zân.ir.d.an
فعل (گذرا)
ساختواژه
نو
+
زانیردن
بروید به: generate .
نکته
صرف فعل
regenerate
/ ri-ˈje-nə-rət // -ˈjen-rət /
verb (I)
اصلاح شدن، بهتر شدن، جانِ تازه یافتن؛
دوباره رشد کردن، دوباره درآمدن، دوباره روییدن (زیست شناسی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باززانُردن
\ bâz.zân.or.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
باز
+
زانُردن
بروید به: generate .
نکته
صرف فعل
نوزانُردن
\ now.zân.or.d.an \
فعل (گذرا)
ساختواژه
نو
+
زانُردن
بروید به: generate .
نکته
صرف فعل
مثالها و کاربردهای فارسی
یک مارمولک بهآسانی میتواند دُمَش را باززانیرَد (دوبارهتولیدکند،) درحالیکه آدمی تواناییِ نوزانیرِش (دوبارهتولیدکردن)ِ اندامهایش را ندارد.
۲.
ثبت مثال
regenerate
/ ri-ˈje-nə-rət // -ˈjen-rət /
adjective
حیاتِ تازه یافته، نوشده، از نو شکوفا شده، احیا شده (رسمی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
باززانیرا
\ bâz.zân.ir.â \
صفت
ساختواژه
باز
+
زانیر
+
ــا
بروید به: generate .
نکته
نوزانیرا
\ now.zân.ir.â \
صفت
ساختواژه
نو
+
زانیر + ــا
بروید به: generate .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
پزشکی باززانیرا (بازتولیدکننده) در پی بازگرداندن اندامهای آسیبدیده است.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه