reel
به همرسانی
/ ˈrēl /
noun
حلقه، ریل (فیلم، نوار و غیره)؛
قرقره (سیم، چوبِ ماهیگیری و غیره)؛
ماسوره (نخِ خیاطی)
reel
/ ˈrēl /
verb (T)
تلو تلو خوردن، تلو تلو خوران رفتن؛
گیج رفتن، چرخیدن، چرخ خوردن، به چرخش افتادن (مجازی)(سر و غیره)؛
به دَوَران افتادن؛
گیج خوردن (شخص)
reel
/ ˈrēl /
noun
موسیقیِ رقصِ اسکاتلندی، موسیقیِ رقصِ ایرلندی
دیدگاهها
ثبت دیدگاه