intimate
به همرسانی
/ ˈin-tə-mət /
adjective
صمیمی، نزدیک (دوست)؛
عمیق (دوستی، رابطه)؛
شخصی، خصوصی (زندگی، احساسات و غیره)؛
دِنج (رستوران و غیره)؛
دوستانه، صمیمانه، خودمانی (محیط، جوّ)؛
کامل، عمیق (شناخت)(رسمی)
intimate
/ ˈin-tə-mət /
noun
دوستِ صمیمی، یارِ غار
intimate
/ ˈin-tə-ˌmāt /
verb (T)
اعلام کردن، اطلاع دادن، باخبر کردن، مطلع کردن؛
فهماندن، به اشاره گفتن، تلویحاً گفتن
دیدگاهها
ثبت دیدگاه