قطع کردن، پاره کردن، گسیختن، بریدن (ارتباط و غیره)؛
متوقف کردن، دچارِ وقفه کردن (جریان، عبور و مرور)؛
مانعِ ... شدن، جلوی ... را گرفتن، سدّ کردن (دید)؛
مانعِ کارِ ... شدن، مزاحمِ ... شدن (شخص)(به طعنه)؛
حرفِ ... را قطع کردن، توی حرفِ ... دویدن (شخص)(به طعنه)؛
قطع کردنِ سخن و حرف