Logo

intently

Spider Icon
/ in-ˈtent-lē /
adverb

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

با‌آتین
\ bâ.'â.tin \
صفت، قید
ساخت‌واژه
نکته
آتینانه
\ 'â.tin.ân.e \
قید
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او باآتین (با تمرکزِ کامل) به هر آنچه پدرش گفت گوش کرد.
  • او آتینانه (با دقتی بسیار) به آسمان می‌نگریست.
۳.

دیدگاه‌ها