Logo

intent

Spider Icon
/ in-ˈtent /
adjective

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آتینان
\ 'â.tin.ân \
صفت
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • او چند دقیقه نگاهی آتینان (متمرکز، عمیق) به چهرهٔ درهم‌شکستهٔ خود کرد، و سپس آینه را به گوشه‌ای پرتاب کرد.
۲.

intent

/ in-ˈtent /
noun

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آتینه
\ 'â.tin.e \
اسم
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • آتینهٔ (نیتِ) او از همان آغاز روشن بود.
۲.

دیدگاه‌ها