قصدشده، مشغول، متمرکز؛
مشتاق، علاقمند؛
جدّی، مصمّم؛
(نگاه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
صفت
ساختواژه
آتین + ــ
انبروید به: intend .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- او چند دقیقه نگاهی آتینان (متمرکز، عمیق) به چهرهٔ درهمشکستهٔ خود کرد، و سپس آینه را به گوشهای پرتاب کرد.
قصد، نیّت، قصدِ قبلی؛
منظور، هدف؛
عَمد (حقوق)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اسم
ساختواژه
آتین + ــِـ
هبروید به: intend .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
- آتینهٔ (نیتِ) او از همان آغاز روشن بود.