intended
به همرسانی
/ in-ˈten-dəd /
adjective
قصدشده؛
موردِ نظر، برنامهریزیشده (اقدام، سفر و غیره)؛
مطلوب (نتیجه)؛
آینده (زن، شوهر)؛
عمدی، از قصد (توهین و غیره)
intended
/ in-ˈten-dəd /
noun
نامزد؛
زنِ آینده؛
شوهرِ آینده؛
(عامیانه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
آتیده
\ 'â.ti.d.e \
صفت
ساختواژه
آتید
+ ــِـ
ه
بروید به: intent .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
هدفهای آتیده (موردِنظر، قصدشده) نفربرهای زرهیِ آمریکایی بودند که کنارِ جاده پارک شده بودند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه