Logo

intend

Spider Icon
/ in-ˈtend /
verb (T)

نوواژه‌(ها)ی پیشنهادی

آتیدن
\ 'â.ti.d.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته
آتینیدن
\ 'â.tin.id.an \
فعل (گذرا)
ساخت‌واژه
نکته

مثال‌ها و کاربردهای فارسی

  • من به تو قول داده‌ام و می‌آتینَم (قصد دارم) که به قولم عمل کنم.
  • این درس را برای نیمسالِ بعد آتیده‌اند ( آتینیده‌اند، در نظر گرفته‌اند. )
  • من بیش از زمانی که آتیده‌ بودم (قصد کرده بودم) در تبریز ماندم.
  • من بیش از آنچه آتیده‌ بودم (قصد کرده بودم) در تبریز ماندم.
۵.

مثال‌ها و کاربردهای انگلیسی با ترجمه و کاربرد فعل نوپیشنهادی

I intend to finish this book tonight.

    ۱.
    intend — تصویر 1

    دیدگاه‌ها