insubstantial
به همرسانی
/ ˌin(t)-səb-ˈstan(t)-shəl /
adjective
بیقوّت (غذا)؛
بیجان، ضعیف (گیاه، اندام)؛
سُست، بیاسطقس (بنیان)؛
غیرواقعی، خیالی، موهوم؛
بیاساس، بیپایه (استدلال، اتهام)
دیدگاهها
ثبت دیدگاه