inside
به همرسانی
/ (ˌ)in-ˈsīd // ˈin-ˌsīd /
noun
داخل، درون، تو؛
باندِ سمت راستِ بزرگراه و جاده؛
باندِ سمتِ چپِ بزرگراه و جاده (در بریتانیا)؛
قسمتِ داخلِ پیچ؛
شکم، دل و روده (محاوره)
inside
/ (ˌ)in-ˈsīd // ˈin-ˌsīd /
adjective
داخلی، درونی، تویی؛
راست، دستِ راست (چرخ، چراغ و غیره)(اتومبیل)؛
چپ، دستِ چپ (چرخ، چراغ و غیره)(اتومبیل)(در بریتانیا)
inside
/ (ˌ)in-ˈsīd // ˈin-ˌsīd /
adverb
تو، داخل، در داخل، به داخل، به درون؛
تو هلفدونی (در بریتانیا، عامیانه)
inside
/ (ˌ)in-ˈsīd // ˈin-ˌsīd /
preposition
داخلِ، توی، درونِ؛
در کمتر از، ظرفِ
دیدگاهها
ثبت دیدگاه