innocent
به همرسانی
/ ˈi-nə-sənt /
adjective
بیگناه، بیتقصیر؛
بیغرضانه، معصومانه (سؤال، حرف)؛
از روی سادگی (اشتباه)؛
سالم، بی ضرر (تفریح)؛
خوشخیم (غدّه)؛
معصوم، پاک، بیگناه (بچّه، شخص)؛
ساده لوح، ساده؛
خام، بیتجربه
innocent
/ ˈi-nə-sənt /
noun
آدمِ معصوم، آدمِ بیگناه، آدمِ پاک؛
معصوم (مذهب)؛
آدمِ سادهلوح، آدمِ ساده
دیدگاهها
ثبت دیدگاه