injection
به همرسانی
/ in-ˈjek-shən /
noun
عملِ تزریق کردن؛
تزریق، زدن (دارو، گاز، مایع)؛
مادهٔ تزریقی، آمپول (دارو)؛
ریختن (پول، سرمایه)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
اِناژه
\ en.â.ž.e \
اسم
ساختواژه
اِناژ
+
ــِـه
بروید به: inject .
نکته
اِناخت
\ en.â.x.t \
اسم
ساختواژه
اِناخت
بروید به: inject .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
یک هفته پس از اِناژهٔ (تزریقِ ) پنیسیلین هنوز سرینام درد میکند.
اِناختِ (تزریقِ) دارو تنها چند ثانیه طول کشید.
۳.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه