inharmonious
به همرسانی
/ ˌin-(ˌ)här-ˈmō-nē-əs /
adjective
ناهماهنگ، ناجور، ناسازگار، ناموفق
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
بیاَرما
\ bi.arm.â \
صفت
ساختواژه
بی
+
اَرما
بروید به: harmonize .
نکته
نااَرما
\ nâ.arm.â \
صفت
ساختواژه
نا
+
اَرما
بروید به: harmonize .
نکته
نااَرمایین
\ nâ.arm.ây.in \
صفت
ساختواژه
نا
+
اَرمای
+
ــین
بروید به: harmonize .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
من فکر نمیکنم که صداهای آن دو نااَرما (بیهارمونی) بود، هرچند که دانگِ صداهایشان متفاوت بود.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه