infiltrator
به همرسانی
/ ˈin-(ˌ)fil-ˌtrā-tər // in-ˈfil- /
noun
عاملِ نفوذی، رخنهگر
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
درپالابگر
\ dar.pâlâ.(â)b.gar \
اسم ، صفت
ساختواژه
در
+
پالاب
+
ــگر
بروید به: filter .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
لایهٔ شنی به عنوان یک درپالابگرِ (نفوذدهندهٔ) کارآمد عمل میکند.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه