infiltration
به همرسانی
/ ˌin-(ˌ)fil-ˈtrā-shən /
noun
عبور، رد شدن، گذشتن، نفوذ، صاف شدن؛
عبور دادن، گذراندن، ردّ کردن، صاف کردن؛
(مایع و غیره)(از صافی و غیره)؛
صافی؛
نفوذ، رخنه، عملیاتِ نفوذی (نظامی و غیره)؛
رسوخ، نفوذ (فکر)؛
ارتشاح (پزشکی)
نوواژه(ها)ی پیشنهادی
درپالاوِش
\ dar.pâlâ.(â)v.eš \
اسم
ساختواژه
در
+
پالاو
+
ــِـش
بروید به: filter .
نکته
مثالها و کاربردهای فارسی
درپالاوشِ (نفوذِ) آبِ پاک به سفرهٔ زیرزمینی دههها طول میکشد.
۲.
ثبت مثال
دیدگاهها
ثبت دیدگاه