تعطیل (در پارلمان، دادگاه و غیره)؛ دورۀ فترت؛ تنفس (در آمریکا، در دادگاه)؛ زنگِ تفریح (در آمریکا، مدرسه)؛ پسنشستگی، تورفتگی (معماری)؛ کاوِ دیوار؛ تاقچه؛ محفظه، جای خالی؛ گوشه، کنار؛ زوایا، اعماق (در جمع، recesses)
recess
/ ˈrē-ˌses // ri-ˈ /
verb (T)
عقبتر ساختن (پنجره و غیره)؛ عقب بردن، تورفتگی ایجاد کردن در (دیوار)؛ تاقچهدار کردن، تاقچه ساختن در
recess
/ ˈrē-ˌses // ri-ˈ /
verb (I)
تعطیل شدن (پارلمان، دادگاه)(در آمریکا)؛ تعطیل بودن